جاذبهی کمنظیر و جادویی کاکتوسها!
تولید گل آپارتمانی هم عالمی دارد. اگر مدتی با گلها دمخور شوی؛ آب و کودشان هم بدهی؛ دیگر کارت تمام است. دفتر عاشقی به رویت گشوده میشود و تماشای گلها هر لحظه مثل زمزمهی یک ترانهی عاشقانه روی ضمیر شما اثر میگذارد.
دیروز اتفاقی چشمم به خانهی کاکتوسها افتاد. خانم و آقای جوانی مشغول تیمار هزاران کاکتوس ریز و درشت بودند. کارگاهی برای تولید و فروش که من به آن میگویم خانهی کاکتوسها! عجیب است که این گیاه تیغدار چقدر طرفدار پر شور دارد. هیچ گلی سراغ ندارم، اینطور در سایهی نگاه پر مهر صاحب خود آرام و به کندی طاقت سوز قد بکشد!
انگار ذرهای ذرهای خشم و خشونت در تیغ این کاکتوسها راه ندارد. «آقای جوان» گفت: «هر مقدار علاقه دارم، مجازم عکس بگیرم»؛ در ادامه با لبخند مهربانش یه کم آب هم روی کاکتوسها پاشید. آقا میلاد این را هم اضافه کرد: «این مجموعه را پدرم مدیریت میکند؛ او از سیسال پیش با عشق در این وادی روزگار میگذراند». در بارهی هر گلکه پرسیدم با متانت پاسخام را داد.
بدون تردید گلبازی یک نوع وقتگذرانی قشنگ و کمنظیر است، اما واقعا این عشق عجیب به کاکتوس از کجا سرچشمه میگیرد؟!
دیروز اتفاقی چشمم به خانهی کاکتوسها افتاد. خانم و آقای جوانی مشغول تیمار هزاران کاکتوس ریز و درشت بودند. کارگاهی برای تولید و فروش که من به آن میگویم خانهی کاکتوسها! عجیب است که این گیاه تیغدار چقدر طرفدار پر شور دارد. هیچ گلی سراغ ندارم، اینطور در سایهی نگاه پر مهر صاحب خود آرام و به کندی طاقت سوز قد بکشد!
انگار ذرهای ذرهای خشم و خشونت در تیغ این کاکتوسها راه ندارد. «آقای جوان» گفت: «هر مقدار علاقه دارم، مجازم عکس بگیرم»؛ در ادامه با لبخند مهربانش یه کم آب هم روی کاکتوسها پاشید. آقا میلاد این را هم اضافه کرد: «این مجموعه را پدرم مدیریت میکند؛ او از سیسال پیش با عشق در این وادی روزگار میگذراند». در بارهی هر گلکه پرسیدم با متانت پاسخام را داد.
بدون تردید گلبازی یک نوع وقتگذرانی قشنگ و کمنظیر است، اما واقعا این عشق عجیب به کاکتوس از کجا سرچشمه میگیرد؟!


+ نوشته شده در جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت 23:28 توسط محمد لطیفکار
|
دلبستهی حرفهی پرمشقت روزنامه نگاریام و علاقهام به وبلاگ نویسی و دنیای مجازی از همین جنس است