امروز سرمای صبحگاهی با آفتاب نیم‌جان، عجیب غزل‌خوان بود. حس غریبی مرا از سالن فرهنگ‌سرا راهی محوطه‌ی سنگ‌فرش فرهنگ‌سرا کرد. تا مهمان‌های مجمع سالیانه خانه مطبوعات بیایند، دل را به سودای این پدیده‌ی بی‌بدیل فرهنگ و طبیعت کرمان بخشیدم. یخدان مویدی دیوار به دیوار فرهنگ‌سرای کوثر است. دیوارهای گلی‌ با آن سایه روشن‌های عجیب‌اش، قرنی است خستگی را از تن رهگذران می‌تکاند.
گفت‌وگوی بادگیر جوان با درخت، آسمان، آفتاب و این یخدان پیر تمامی ندارد... امروز فرصت دارم تا در این سوز و سکوت، به این راز در حاشیه‌ی خیابان خورشید در مرکز شهر، پی ببرم. مهمان‌ها طبق معمول دیر می‌آیند...