دیشب انگار سقف آسمان سوراخ شده بود. تا صبح بارید! در این جور مواقع این گربه‌ها واقعا کجا پناه می‌برند؟ از خونه که زدم بیرون؛ آفتاب کم رمقی روی زمین افتاده بود. ابرها در کارگاه لحاف‌دوزی آسمان، توی سوز سرما و باد رها بودند. 
این سه گربه‌ی ملوس حتما دیشب نخوابیده‌اند. روی زمین خیس، هنوز جایی برای استراحت پیدا نمی‌شود. روی سقف خودروی همسایه جای شاه نشینی پیدا کرده‌اند. بوییدن عطر خاک و نفس تازه درختان؛ تماشای آب روان، و یه کم خواب!