کسی به درستی نمی‌داند پرده‌ی آخر ماجراهای خانه مطبوعات چه زمانی روی صحنه می‌رود؟ شنبه‌ 29 مهرماه؛ می‌توانست گامی به جلو باشد و اهالی این خانه به رای مجمع عمومی گردن گذارند تا گره فروبسته‌ی این وضعیت باز شود، و راهی برای بیرون کشیدن این تشکل صنفی از گردابی که هر روز بیشتر در آن فرو می‌رود بیابند. اما چنین نشد! تعداد افراد شرکت کننده زیر حد نصاب بود و تشکیل مجمع به دوهفته‌ی دیگر موکول شد...

این‌که مجمع به حد نصاب نرسید، به گمان من خیلی عجیب نبود؛ این اتفاق در بیشتر مجمع‌ها رخ می‌دهد؛ اما مجمع دیروز حاشیه‌های قابل تاملی داشت. خانه مطبوعات که به نیابت از اداره کل ارشاد ماموریت یافته بود تا دستور وزیر را مبنی بر تشکیل مجمع به نتیجه برساند، سهل‌انگاری‌های آشکاری کرده بود. زمان و محل و دستور جلسه در هیچ‌کدام از مطبوعات محلی آگهی نشده بود؛ حتی  نوع مجمع و مرحله‌ی آن نیز نامعلوم بود. اطلاع رسانی برای تشکیل مجمع تنها از طریق ارسال فکس به دفاتر نشریات صورت گرفته بود و به جای هیات مدیره، امضاء سرپرست فعلی خانه مطبوعات، زیر نامه دیده می‌شد. در حالی‌که متن آگهی مجمع طبق قانون، باید به اطلاع اعضاء می‌رسید؛ و نه مدیران مسوول، که بعضا علاقه‌ای به این مشارکت ندارند. همچنانکه بسیاری از اعضاء از تشکیل این جلسه با خبر نشدند. حتی این شائبه قوت گرفته بود که مسوولان فعلی خانه تمایل چندانی به حضور پر تعداد اعضاء در مجمع نداشته‌اند و به عمد می‌خواسته‌اند تا تصمیم‌گیری به جلسه‌ی بعد که با تعداد کمتری رسمیت می‌یابد موکول شود.

عجیب نیست اگر رویدادها و حاشیه‌هایی از این دست، اذهان اعضاء خانه را متوجه این پرسش نماید که چرا اداره ارشاد با جدیت بیشتری برای حل این معضل اقدام نمی‌کند؟ اداره‌ای که در هرحال، مطابق وظیفه‌ی ذاتی‌اش، نظارت بر عملکرد خانه مطبوعات را بر دوش دارد، و شاهد بوده که اصحاب مطبوعات در طول هفت ماه گذشته بارها نسبت به این موضوع ابراز ناخرسندی نموده‌اند. خصوصا این روزها که پای وزارت‌خانه در میان آمده و نماینده کرمان در مجلس نیز خواهان حل این موضوع است.

با این وصف چه باید کرد تا پرده‌ی آخر ماجرا با تدبیر برگزار شود و مطبوعاتی‌ها الگوی درستی از رفتار بخردانه را به نمایش بگذارند؟ این پرسشی است که این روزها ذهن دل‌سوزان رسانه‌های استان را به خود مشغول کرده است.

اگرچه در این مجال کوتاه فرصت بررسی همه جانبه‌ی مساله نیست؛ اما به گمان من، برای برون رفت از این بن‌بست و حل این مشکل؛ شایسته است تا بار دیگر موضوع ماهیت و ضرورت وجودی این خانه واکاوی شود. نهادهای مسوول با جلب اعتماد اعضاء، تغییرات ضروری را در اساسنامه اعمال کنند؛ و نسبت به کارهای نادرست گذشته عذرخواهی نمایند. مسلما در ادامه‌ی این راه باید به فکر پالایش عضو‌گیری طبق اساسنامه‌ی جدید بود، تا زمینه‌ی برگزاری انتخاباتی سالم برای خانه مطبوعات به عنوان یک تشکل صنفی، غیردولتی و غیرساسی در معنای واقعی کلمه فراهم شود.

و کلام آخر؛ شایسته نیست مطبوعاتی‌ها که نقش پیشتاز در فرهنگ‌سازی، نقد و اطلاع رسانی در جامعه دارند، بابت ناتوانی در حل مسائل صنفی خود به راه‌های ناصواب تن بدهند و حتی مضحکه‌ی دیگران بشوند!

منتشر شده در استقامت