امروزخبرگزاری‌های محلی از قول مدیر کل ارشاد خبردادند که مجمع عمومی خانه مطبوعات روز 29 مهر ماه برگزار می‌شود. این در حالی است که تا کنون در باره‌ی کم و کیف این مجمع و دستور کار آن اطلاعیه‌ای منتشر نشده است و ابهامات زیادی در باره‌ی نحوه‌ی برگزاری این مجمع وجود دارد. امیدم این است که به زودی مراتب با شفافیت کامل به اطلاع مطبوعاتی‌های استان برسد...هرچه هست این تصمیم بر آینده و سرنوشت مطبوعات اثر زیادی دارد؛ خصوصا حالا که مطبوعاتی‌ها با چالش‌های جدی زیادی نظیر کمبود و گرانی کاغذ و مساله‌ی آگهی، مشکل توزیع و ده‌ها مساله‌ی دیگر مواجهند. با این وصف من هم این خبر را به فال نیک می‌گیرم و منتظر می‌مانم تا ببینم روزهای آینده روال کار به چه صورتی پیش می‌رود.

 دو هفته قبل که وزیر ارشاد به کرمان آمده بود، به صورت غیر رسمی قول برگزاری مجمع را به تنی چند از مطبوعاتی‌های استان داده بود، و گفته بود تا پایان مهر ماه این مجمع برگزار می‌شود، آن زمان که خبر را شنیدم اما به جای آن‌که من هم مثل بسیاری از مطبوعاتی‌ها خوشحال شوم، نگران شدم. و با این نگرانی بود که یادداشتی نوشتم و دغدغه‌هایم را با اهل نظر در میان گذاشتم. این یادداشت دو هفته قبل در شماره‌ی 358 نشریه استقامت به چاپ رسید. امروز که خبر شدم کمتر از دوهفته‌ی دیگر این جلسه برگزار خواهد شد، به نظرم مناسب آمد تا این دغدغه‌ام را با علاقه‌مندان این بحث، به اشتراک بگذارم؛ شاید گام کوچکی برای بهبود وضع این خانه باشد؛ تا چه در نظر آید. متن این یادداشت را بخوانید:

«تشکیلات فعلی خانه مطبوعات و رسانه‌های استان کرمان غیرقانونی است و انتخابات آن باید مجددا برگزار شود». این درخواست، قریب یک‌سال است که از سوی عده‌ی کثیری از کسانی که در دور جدید فعالیت‌های این خانه نقش ایفا کردند عنوان می‌شود. اما با وجود همه‌ی پیگیری‌ها و باز شدن پای وزارت ارشاد به این ماجرا، هنوز این خواسته عملی نشده است. حال آن‌که بارها از سوی وزارت‌خانه و اداره کل ارشاد کرمان، وعده‌هایی که نشان از پذیرش تغییرات در هیات مدیره فعلی است داده شده؛ اما هیچکدام از این وعده‌ها عملیاتی نشده است.

در این مجال کوتاه، فعلا به این نکته نمی‌پردازم که چه شد که کار به این‌جا رسید ، و اصولا برگزاری انتخابات مجدد می‌تواند گره از کار فرو بسته‌ی این خانه بگشاید یا نه؟ اما سوالم این است چرا خواسته‌ای با این ابعاد ظاهرا شنیده نمی‌شود؟ چرا مطبوعاتی‌ها که صدای گروه‌های مختلف مردم و اصناف گوناگون جامعه‌اند، این‌چنین در بیان خواسته‌های خود ناتوان‌اند و حرف‌شان جدی گرفته نمی‌شود؛ حتی حل مساله به وزیر سپرده می‌شود؛ که اتفاقا وقت ملاقات هم ندارد و موقع رفتن، در حالی‌که داخل اتومبیل سوار است، قول می‌دهد که انتخابات خانه مطبوعات نیمه‌ی دوم مهر ماه برگزار ‌شود. می‌خواهم بپرسم اگر به راستی صدای معترضان فعلی به حق نیست، چرا دستگاه‌های ذیربط به طور شفاف اعلام نمی‌کنند که این درخواست را نمی‌پذیرند و چرا طوری رفتار می‌کنند یا حرف‌هایی می‌زنند که انگار قصد همراهی دارند؛ اما زمان عمل که می‌رسد خلف وعده را ترجیح می‌دهند؟

این‌که این‌بار وعده‌ی وزیر به منصه‌ی ظهور می‌رسد یا نه؛ البته فعلا قضاوتی نمی‌کنم؛ اما  دوستانی که در برگزاری  جلساتی از نوع مجمع عمومی دستی بر آتش دارند به خوبی می‌دانند که تشکیل مجمع واقعی خانه مطبوعات به مقدماتی نیاز دارد که قطعا زمان بیشتری می‌برد و بعید است در این بازه‌ی زمانی کوتاه بتوان امور مجمع را ساماندهی کرد. خصوصا که هنوز اداره کل ارشاد که در قضایای اخیر می‌تواند گره از مشکل این نهاد صنفی باز کند، نسبت به انتشار این وعده‌ی وزیر واکنشی انجام نداده و مهر تاییدی هم بر این خبر نزده است. بیانیه‌ای و فراخوانی هم نداده تا اصحاب مطبوعات برای برپایی چنین مجمعی همدل و هم‌نظر شوند.

 پوشیده نیست که خانه مطبوعات در سال‌های اخیر همواره یکی از چالش‌های پیش روی وزارت ارشاد و مطبوعات محلی در سراسر کشور بوده است. خبرهای سال‌های اخیر را در سایت‌های خبری مرور بکنید؛ همه چیز دست‌گیرتان می‌شود. سه سال پیش که مقامات بالای وزارت‌خانه تصمیم گرفتند برای کنترل خانه‌های مطبوعات در استان‌های مختلف، یک خانه مطبوعات کشوری ایجاد کنند؛ تا با عضویت خانه‌های استانی مسائل مطبوعات محلی را به طور متمرکز کنترل و پیگیری نمایند؛ دیدیم که این طرح از همان ابتدای کار شکست خورد. حتی حاشیه‌های تشکیل خانه مطبوعات ایران، دردسرهای تازه‌ای به نحوه‌ی اداره‌ی این خانه‌ها در استان‌ها هم افزود.

شاید به موازات این طرح بود که تغییر اساسنامه‌ خانه مطبوعات استان‌ها در دستور کار وزارت‌خانه قرار گرفت و اعلام شد هر خانه‌ای که بخواهد از کمک‌های دولت برخوردار باشد، باید اساسنامه‌ی جدید را بپذیرد. اساسنامه‌ی جدید یک تفاوت کلی داشت و آن اضافه شدن دو نماینده‌ی دولت در جمع هیات مدیره‌ خانه بود؛ حال آن‌که سایر اصناف زیر نظر دولت و در چارچوب قانون خود را اداره می‌کنند، و دولت با حضور مستقیم خود مانع ابتکار عمل و رقابت‌های صنفی بخش خصوصی نمی‌شود. مقصودم این است که اگرخانه مطبوعات با رای و تدبیر مطبوعاتی‌ها اداره نشود، باید با تردید به ماهیت آن نظر کرد. و این سوال را مطرح نمود که خانه مطبوعات استان‌ها واقعا خانه‌ی چه کسی است؟ اگر خانه مطبوعاتی‌هاست چرا کسی به رای و نظر صاحبان واقعی این خانه اهمیتی نمی‌دهد؟