دور زدن مطبوعات اخلاقی نیست
همیشه بر این باور بوده و هستم که روابط عمومیهای ادارات و سازمانها از دوستان و همکاران صمیمی مطبوعات هستند. اما این نظر من تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ این تردید به تازگی جانم را آزار میدهد. از آن بابت که هر روز شاهد نمونههای نگران کنندهای هستم. دستکم در پارهای موارد، رفتار برخی از مسوولان این نهادها به این تردیدهایم دامن میزند.
قصد جسارت ندارم، اما شما اگر جای من باشید و ببینید که یکی از همین دوستان روابط عمومی با اصرار مانع تهیهی خبر میشود و ازخبرنگار میخواهد تا برای تهیهی خبر به سایت اطلاع رسانی سازمان مربوط مراجعه کند چه حسی پیدا میکنید؟ این در حالی است که محتوای این گونه خبرها نوعا برای مخاطب هوشمند، دلچسب و خوشایند نیست و گاه این قبیل اخبار حکم توهین به شعور مخاطب را پیدا میکنند.
البته تحمیل منویات این قبیل دوستان، به همین مختصر ختم نمیشود. ایجاد اتاق خبر یا تاسیس سایت اطلاع رسانی که البته شیوهی به حقی هم هست و انتشار بولتنهای خبری در اغلب اوقات با همین نگره و چارچوب معنا مییابد. دادن هدایا و دعوت به کار یا پارهای از مهمانیهای غیر خبری را شما چگونه تفسیر میکنید؟ به نظر شما آقایان قصد ندارند با این ترفندها مطبوعات را دور بزنند؟
در مواردی هم، برخی از سازمانها و نهادها با راهنمایی دوستان عزیز روابط عمومی سالی یکی دو کنفرانس مطبوعاتی( بخوانید تبلیغاتی) به مناسبتهای مختلف برگزار میکنند؛ و در همان فرصت میکوشند تا با دادن اگهی و رپرتاژ به خبرنگاران رسانهها تبلیغات پر و پیمانی به سود ادارهی متبوع خود رقم بزنند. حتی عکاس خبر میکنند و متنهای آماده تحویل میدهند! تا خدای ناکرده هیچ خبرنگاری ولو به سهو دست از پا خطا نکند؛ و با سلیقهای متفاوت از مسوولان روابط عمومی مطلبی منتشر نشود! بعضا شیرینی خبرنگار پرداخت میشود و ای بسا این هدیه به خبرنگار هم به نوعی دیگر، برای دور زدن مدیریت رسانهی متبوع انجام میشود تا هزینهی کار تبلیغات برای سازمان ذیربط، البته پایینتر هم بیاید. جالب آنکه در بسیاری موارد، به این رفتارها و شگردهای سخیف تعامل رسانهای میگویند. با این حساب، پرسش من از علاقهمندان واقعی به کار حرفهای رسانه و روابط عمومی این است آیا این جریان کاسب کارانهی انتشار خبر و اطلاع رسانی یک فعالیت ضد مطبوعاتی نیست؟ به نظر شما جایگاه رسانهها و خبرنگاران با این شیوههای نادرست به پایینترین حد خود تنزل داده نمیشود؟
نمیدانم نوشتن در این باب، تا چه اندازه خوشایند دوستان روابط عمومی و یا همکاران مطبوعاتیام است؛ اما به جد معتقدم وقت آن رسیده است تا به خودمان هم جوالدوزی بزنیم. واقعا تا کی باید خبرنگاران برای کسب خبر و اطلاعات ضروری که جزو بدیهیترین حقوق حرفهای آنان است گردن خم کنند و تحقیر شوند؟ مسلما در این مجال اندک قصد ندارم تا به همهی نابسامانیها و مشکلات این حوزه بپردازم؛ اما امید این را دارم که به قصد باز کردن برخی گرههای کار خودمان، به تناوب این موضوع را مطرح کنم. و امید بیشتر به همدلی دوستانم در رسانههای محلی دارم که کم و بیش با خبرم از رنجی که میبرند!
منتشر شده در هفته نامه استقامت
دلبستهی حرفهی پرمشقت روزنامه نگاریام و علاقهام به وبلاگ نویسی و دنیای مجازی از همین جنس است