همین چند هفته پیش آقای هادی ایرانمنش سرپرست سازمان میراث فرهنگی در جریان یک کنفرانس خبری به خبرنگار استقامت گفته بود صنعت گردشگری را محور توسعه‌ی استان می‌داند. فعلا به این نکته که در این زمینه واقعا شواهد جدی وجود ندارد، و در این یکی دو دهه‌ی اخیر در کرمان چند بار جهت تبلیغات و سیاست‌گذاری‌ها برای نشان دادن محور توسعه عوض شده است، کاری ندارم. همه‌ی اهل نظر کرمان به خوبی به یاد می‌آورند گاه از کشاورزی و زمانی از صنعت و معدن و زمانی دیگر، از صنعت گردشگری به عنوان محور توسعه صحبت به میان آمده است؛ اما بعد از مدت کوتاهی دوباره همه چیز از یادها رفته است. حالا که برنامه‌ها را خوب نگاه می‌کنی، متوجه می‌شوی که هیچ تغییر محسوسی رخ نداده است! البته این واقعیت قابل کتمان نیست که کرمان از همه سو، ظرفیت‌های بالایی برای توسعه دارد. اما چهارده سال خشک‌سالی هم چیزی نیست که مدیران را به طور جدی متوجه کمبود آب در این منطقه‌ی مستعد ننماید. و شاید برای همین است که دوباره این زمزمه‌ که گردشگری باید محور توسعه باشد شنیده می‌شود.

در این یادداشت مجال این را ندارم تا در مورد محور واقعی توسعه در استان و دیدگاه‌های مختلفی که گاها مطرح می‌شود گفت‌وگو کنم. اما اگر همین تاکید اخیر سرپرست میراث فرهنگی را باور کنیم، باید پرسید: انصافا مسوولان استان تا چه کجا با این شعار موافق‌اند و در رفتارهایشان این را نشان می‌دهند؟ حتی سازمان میراث فرهنگی که متولی و مدعی این صنعت است چه اندازه حرمت این امامزاده را نگه می‌دارد؟

 اگر نگاه اجمالی به مطبوعات چند ماه اخیر بیاندازید خبرهای زیادی از تخریب آثار میراث فرهنگی یا جاذبه‌های طبیعی به چشمتان می‌خورد. همین هفته‌ی پیش بود که خبرگزاری مهر از تخریب قلعه‌های ساسانی در مرکز شهر کرمان خبر داد. تخریب کلیسا، آتش سوزی در بازار، تخریب مسجد جامع و چند اثر تاریخی دیگر در اثر نقوذ آب‌های زیر سطحی به این بناها، ترک‌های عمیق در دیوار  مشتاقیه و... نشان می‌دهد قصد نداریم از این امکانات گردشگری به طور جدی محافظت کنیم. آخرین اتفاق ناگوار در این حوزه خبر پیمانکار نصب دکل‌های مخابراتی در کلوت‌های شهداد است، که لابد تفصیل بیشتر و عکس‌های این ماجرا شنیده یا خوانده‌اید. عکس‌ها به طرز باور نکردنی عمق فاجعه را نشان می‌دهند.

این اقدام مخابرات جدا مایه‌ی تاسف است، اما واقعا نمی دانم سازمان گردشگری هم در تایید این مسیر نقشی داشته است یا نه؟ مسلما مخالفت با تخریب کلوت‌ها به معنای مخالفت با توسعه‌ی خطوط مخابراتی یکی نیست. اما بهتر نبود تصمیم گیری در مورد مسیر دکل‌ها با نظر کارشناسان میراثی انجام می‌شد؟ در این مورد بهتر نبود مخابرات به طور شفاف اعلام می‌کرد چه برنامه‌ای دارد؟ آیا پای مکان یابی این دکل‌ها را سازمان میراث فرهنگی هم امضا کرده است یا این اقدام کاملا بدون اطلاع میراث بوده است؟ و از همه مهمتر آیا سازمان میراث فرهنگی قصد ندارد موضع خود را در مورد این تخریب‌ها به طور شفاف اعلام کند و راه این‌گونه تخریب‌ها را برای همیشه سد نماید؟

به آرشیو استقامت که نگاه می‌کنم، می‌بینم همین دو ماه پیش، در هنگامه‌ی برگزاری جشنواره‌ی کلوت‌ها، با اشاره به این گنجینه‌های خاکی تیتر زدیم:«گنج باد آورده را باد نبرد»؛ حالا با گذشت دو ماه از هشداری که آن روز دادیم، چه بنویسیم؟ بنویسیم "کلوت‌های شهداد را باد می‌برد؟!

پی‌نوشت: هفته‌ی گذشته این یادداشت را به همراه گزارشی از وضعیت کلوت‌ها در استقامت چاپ کردیم. وبلاگ شهداد نیوز و خبرگزاری‌ها بخصوص "مهر" هم در این ماجرا برخورد فعالی داشتند. حمید صادقی دو روز بعد عکس‌های تکان دهنده‌ای از تخریب گرفت و روی سایت خبرگزاری مهر گذاشت. پس از آن بود که خبر رسید کار متوقف شده؛ اما روز بعد تخریب دوباره از سر گرفته شد! در این مدت جنگ لفظی نرمی میان دو روابط عمومی میراث و مخابرات در جریان بوده است. نمی‌دانم کلوت‌ها این قدر اهمیت دارند که پای جدال خبری مدیرکل و سرپرست این دو نهاد دولتی را به رسانه‌ها بکشانند یا نه؟ باید منتظر ماند و دید!