چند ساعت پس از نوشتن پست قبلی، در باره‌ی تعطیلی موزه‌ی صنعتی در تهران؛ متوجه شدم، "فواد توحیدی"، پژوهشگر موسیقی در کرمان، با دل‌خوری از تعطیلی موزه‌ی ساز کرمان خبر داده و به "فارس" گفته، قصد دارد سازهایی را که به این موزه هدیه داده است، به تهران منتقل کند!

این کارشناس و مدرس موسیقی در ادامه می‌گوید: بواسطه‌ی روي هم قرار گرفتن سازها در انبار موزه، پوست برخي از آن‌ها پاره و بعضي خراب شده‌اند. و مسئولان به بهانه‌ی خراب شدن دزد گيرهاي موزه، درها را بسته‌ و هيچ اقدامي انجام نمي‌دهند.

هنوز ذهنم را از ماجرای غم انگیز موزه صنعتی، خلاص نکرده‌ بودم، که  این مصاحبه‌، حالم را به کلی بدتر کرد. با خودم می‌گویم، گیرم که مساله‌ی موزه صنعتی، با همه‌ی مشکلات حقوقی و مدعیانی که دارد به راحتی قابل حل نیست؛ و مسوولان کرمانی هم دست‌شان بسته باشد؛ اما مساله‌ی موزه‌ی ساز، واقعا چه دلیلی دارد؟ به جز این است که این مشکل، به خاطر یک تنبلی و بی حسی مزمن فرهنگی پدید آمده است؟

به خاطر دارم چندی قبل، دوست ارجمندم اقای "مهدی محبی" می‌گفت؛ علی خسروی گرافیست و نقاش صاحب نام کرمانی، با او درد دل کرده است؛ « نسخه‌ی اصل تصویرهای کتاب او با عنوان "نقشی به یاد"، که مجموعه‌ای کامل از تصویر هنرمندان موسیقی ایران است، و پس از چاپ، مورد استقبال فراوان قرار گرفت»، از روی محبتی که به کرمان داشته، به موزه‌ی ساز کرمان اهداء می‌کند؛ و قرار بوده مسوولان میراث فرهنگی، نسخه‌های اصل نقاشی‌های این کتاب را در تهران تحویل بگیرند، قاب کنند، و در موزه‌ی ساز کرمان به نمایش بگذارند.

به قرار اطلاع؛ همین یک قلم کار ساده، یعنی تحویل گرفتن نسخه‌های اصلی تصویرهای کتاب و قاب کردن آن‌ها  برای نمایش، تا امروز عجالتا چهار سال به طول انجامیده است!