یارانهی کتاب و مطبوعات را بردارید!
حالا که بحث هدفمند کردن یارانهها داغ است؛ و دولت با تمام قوایش به میدان آمده است تا کاری کارستان کند، و دارد همهی سرنوشت خود را هم با این طرح گره میزند؛ فارغ از این که نتیجهی این طرح چه خواهد شد؛ دارم به این فکر میکنم چه خوب میشد اگر دولت یارانههایش را در حوزهی چاپ و نشر و مطبوعات برمیداشت.
به نظر من، یارانهی دولتها به مطبوعات و بازار کتاب مانع پیشرفت این حوزهی مهم فرهنگی است و روی کیفیت تولید کتاب و مطبوعات اثر منفی دارد. چرا که تجربه نشان داده است یارانهها در عرصهی نشر و مطبوعات هرگز فارغ از علایق سیاسی، ایدئولوژیک و پنداشتههای دولتها نیست. هر دولتی زمام امور را بدست میگیرد، علایق معینی دارد و مایل است دیگران در مقابل دیدگاههای او سرخم کنند؛ و آنها را حقیقت مطلق تصور کنند؛ اما واقعا چنین چیزی ممکن است؟ مگر چند حقیقت مطلق در جهان وجود دارد، که با آمد و رفت هر دولتی، باید تصور مردم از حق وحقیقت عوض شود؟
شما یک بررسی اجمالی روی مجوز کتابهایی که وزارت ارشاد هر دولت داده یا امتیاز انتشارنشریاتی که هر دولت، به گروهی از متقاضیان واگذار کرده انجام دهید تا معلومتان شود، من از چه چالشهایی حرف میزنم. کتابهایی که ارشاد در هر دولت، به قصد حمایت ازگروهی از مولفان یا ناشران، خریداری میکند، و هر سال ممکن است به میلیونها جلد برسد، چه قدر با موازین حمایت از نامداران هنر و فرهنگ این مرز و بوم منطبق بوده است؛ و واقعا کدام ناشران و نویسندگان از این یارانهها منتفع شدهاند؟
در حوزهی مطبوعات، یارانهی کاغذ در بسیاری از موارد میتواند یک نشریهی بیمخاطب را سالها سرپا نگهدارد و مدیر و سردبیر آن بدون هیچ اعتنایی به نظر دکه و اهل مطالعه، تا میتواند کرکری بخواند. و مگر بخشی از این هجوم فزاینده برای گرفتن امتیاز مطبوعات و رواج بازار نشریات اجارهای به خاطر یارانهی کاغذ و آگهی دولتی نیست؟ اگر بازار گرم این یارانهها و رانت خواریها برچیده شود، آیا باز هم شاهد حضور این همه مدعیان بیدانش و بیتجربه در حوزهی انتشار کتاب و رسانه خواهیم بود؟
دلبستهی حرفهی پرمشقت روزنامه نگاریام و علاقهام به وبلاگ نویسی و دنیای مجازی از همین جنس است