معلم کلاس اول دبستان یک روستای یاسوج، به این دلیل که دانش‌آموزش نتوانسته بود شکل دایره را درست روی تخته سیاه بکشد، با عصبانیت خط کش آهنی‌اش را روی میز می‌کوبد تا ناخواسته این خط کش کمانه کند و در برگشت به چشم راست "آنیاز بازیار" بخورد و او را کور کند.

به گزارش آفتاب، فیض‌الله بازیار پـدر این دانش‌آموز با اشاره به این که معلم دخترش دایی او نیز هست گفته: پزشکان بیمارستان خدا دوست شیراز، چشم راست دخترش را تخلیه کرده‌‌اند و اوهم اکنون در این بیمارستان بستری است.

خواسته یا نا خواسته، دختر دانش آموز یاسوجی، هم اکنون نابینا شده است و این، یعنی که کلاس‌های ما به اندازه‌ی کافی امن نیست؛ هست؟

چند سال پیش، یک دانش آموز که سال‌ها پیش در یکی از روستاهای زرند درس خوانده بود برایم تعریف کرد:« معلم ما هروقت از دست من عصبانی می‌شد، دو دست مرا محکم می‌گرفت و مرا از دهانه‌ی چاهی که در حیاط مدرسه بود آویزان می‌کرد تا بترساندم و تنبلی نکنم!» نمی دانم آن دانش‌آموز موقع تنبیه تا چه اندازه از این نوع مجازات هراس داشته است؛ اما او پس از گذشت سال‌ها از آن ماجرا، وقتی برایم این قصه را تعریف می‌کرد، هنوز رنگ صورتش مثل گچ سفید می‌شد!

چند پست قبل، مطلبی نوشتم با عنوان " مرگ آسان یک دانش‌آموز"، اگر علاقه‌ای به این مباحث دارید نگاهی بیندازید. حتما قبول می‌کنید که این قصه سر درازی دارد، و تندی و تحکم در فرهنگ ما ریشه‌‌دارتر از بخشنامه‌ها و نصیحت‌های معمول اداری است.