وبلاگ نویسی را به طور منطقی می‌پسندم؛ اما همیشه از انجام آن طفره می‌روم. دلیل آن‌را دقیقا نمی‌دانم. البته ضعف مهارتم در استفاده از کامپیوتر بی تاثیر نیست. اما یک ماهی است دوباره تصمیم گرفته‌ام وبلاگم را به‌روز کنم. پست ماه گذشته‌ی "آقا مجتبی" در وبلاگ "دست‌نوشته‌ها"یش در این تصمیم من بی تاثیر نیست. شما هم بخوانید تا بدانید از چه حرف می‌زنم:
« به وبلاگ اکثرا دوستان کرمانی سر که می‌زنی ناامید می‌شوی از این به روز نکردن آن‌ها و سر زدن روزانه‌ی تو ، انگار در این شهر اینترنت وجود ندارد و فضای مجازی چیزی بیگانه و بی معنی‌ست، کرمان خبر که روزگاری منبع بسیاری از رسانه‌های این شهر بود از 7/3/88 به روز نشده، یاد نوشت آخرین مطلبش متعلق به ۱۲/۱/ ۸۹ است، فواد توحیدی که تنها وبلاگ تخصص موسیقی در کرمان است از ۲۱/۵/۸۹ مطلبی ننوشته، وبلاگ دختر بابا حتی بالا هم نمی‌آید، پخ‌پخو مدت‌هاست که وعده‌ی به روز شدن وتغییرات اساسی داده، حاشیه از 5/1/89 کاملا به حاشیه رفته، حروف آخرین حرفش را در ۲۸ / ۱۲ / ۸۸ زده، پردیس گرافیک که منبع خوبی برای دوستداران نرم افزار است از ۱۴ /۲ /۸۹ به روز نشده، از  سیامول و عکس‌های جدیدش از24/5/89خبری نیست، محمد رضا هاشمی‌نژاد بعد از مدت‌ها در مرداد ماه ۸۹ آمد و رفت، گویای خموش یکسال است که به روز نمی‌کند و …. نمونه‌های بالا و بسیاری دیگر از وبلاگ‌های کرمانی آدم را پاک ناامید می‌کند، روزگاری به همت نشریه‌ی پایان هفته جشنواره‌ی وبلاگ‌های کرمانی برگزار شد که آدم را با دیدن این همه وبلاگ نویس به وجد می‌آورد، اما حالا...»
برای همین بود که این طعنه و دعوت آقا مجتبی را به فال نیک گرفتم؛ گفتم یک‌بار دیگر کرکره را بالا بزنم. خدا را چه دیدی؛ دخیل خود را ببندیم، شاید این بار ما هم جواب بگیریم، و مثل برخی از دوستان پر حال و حوصله‌، مقیم شدیم.