دروغگویی ما و دیگران
رفیق شوخ طبع من که با دروغگویی میانهای ندارد؛ همیشه با شوخی و شرم میگوید: « بجز تاریخ که رشتهی تدریس من است، محال است از من دروغی بشنوی! » این نکتهی ظریف را به این دلیل نقل میکنم، که امروز در کتاب " اخلاق در حوزهی عمومی"، نوشتهی علی میرسپاسی، به مطلبی برخوردم که به قولی سرم سوت کشید! شما هم بخوانید:
« یکی از اساتید تاریخ در دانشگاهی در امریکا، هنگام تدریس در کلاس تاریخ معاصر امریکا ادعا کرد که در جنگ ویتنام شرکت داشته است و داستانهایی از آنچه در ویتنام اتفاق افتاده بود تعریف کرد. دانشجویی ضمن تحقیقات خود متوجه شد آن استاد دروغ گفته است. ماجرا را برای روزنامهی بوستون گلوب فرستاد و از طرف روزنامه با این استاد تماس گرفتند و از صحت و سقم این گزارش سوال شد. استاد سخنان دانشجو را تکذیب کرد و بر ادعای خود اصرار ورزید. بعد از تحقیقات آشکار کردند که استاد دروغ گفته است. ظرف مدت سه ماه این استاد که جایزهی پولیتزر را هم دریافت کرده بود، از دانشگاه اخراج شد و هیچ دانشگاه دیگری هم ایشان را استخدام نکرد.»
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ ساعت 22:34 توسط محمد لطیفکار
|
دلبستهی حرفهی پرمشقت روزنامه نگاریام و علاقهام به وبلاگ نویسی و دنیای مجازی از همین جنس است